شعر۱۷۱۶-والی مصر ولایت، ذوالنون

آن به اسرار حقیقت مشحون

گفت در مکه مجاور بودم

در حرم حاضر و ناظر بودم

ناگه آشفته جوانی دیدم

نه جوان، سوخته جانی دیدم

لاغر و زرد شده همچو هلال

کردم از وی ز سر مهر سؤال

که: «مگر عاشقی؟ ای شیفته مرد!

که بدین گونه شدی لاغر و زرد؟»

گفت: «آری به سرم شور کسی‌ست

که‌ش چو من عاشق رنجور بسی‌ست»

گفتمش: «یار به تو نزدیک است

یا چو شب روزت از او تاریک است؟

گفت: «در خانهٔ اوی‌ام همه عمر

خاک کاشانهٔ اوی‌ام همه عمر»

گفتمش: «یک‌دل و یک‌روست به تو

یا ستمکار و جفاجوست به تو؟»

گفت: «هستیم به هر شام و سحر

به هم آمیخته چون شیر و شکر»

گفتمش: « … جا افتاده … »

« … جا افتاده … »

لاغر و زرد شده بهر چه‌ای؟

سر به سر درد شده بهر چه‌ای؟»

گفت: «رو رو، که عجب بی‌خبری!

به کزین گونه سخن درگذری

محنت قرب ز بعد افزون است

جگر از هیبت قرب‌ام خون است

هست در قرب همه بیم زوال

نیست در بعد جز امید وصال

آتش بیم دل و جان سوزد

شمع امید روان افروزد

شعر1716

شعر۱۷۱۶

 بهترین و زیباترین اشعار و قطعات فارسی

زیباترین اشعار از دیگر شاعران

زیباترین نوشته ها، بهترین قطعات، دل نوشته ها، سخنان ناب، سخنان بزرگان، بهترین نوشته، دل نوشته، ارزشمندترین سخنان، کلام بزرگان، شعر نو، بهترین شعرها، زیباترین نوشته ها، بهترین قطعات، دل نوشته ها، سخنان ناب، سخنان بزرگان، بهترین نوشته، دل نوشته، ارزشمندترین سخنان، کلام بزرگان، شعر نو، بهترین شعرها، زیباترین نوشته ها، بهترین قطعات، دل نوشته ها، سخنان ناب، سخنان بزرگان، بهترین نوشته، دل نوشته، ارزشمندترین سخنان، کلام بزرگان، شعر نو، بهترین شعرها، زیباترین نوشته ها، بهترین قطعات، دل نوشته ها، سخنان ناب، سخنان بزرگان، بهترین نوشته، دل نوشته، ارزشمندترین سخنان، کلام بزرگان، شعر نو، بهترین شعرها، حافظ، سعدی، مولوی، جامی، نظامی گنجوی، سنایی، هاتف اصفهانی، عطار نیشابوری، اوحدی، خاقانی شروانی، خواجوی کرمانی، سیف فرغانی، شهریار، شیخ بهایی، صائب تبریزی، عبید زاکانی، عراقی، فروغی بسطامی، فیض کاشانی، محتشم کاشانی، ملک الشعرای بهار، منوچهری، وحشی بافقی، بیدل دهلوی، پروین اعتصامی، فروغ فرخزاد، سهراب سپهری، فریدون مشیری، نیما یوشیج، اخوان ثالت، هوشنگ ابتهاج، رهی معیری، شیخ محمود شبستری،